حس درس خوندن نیست

حس درس خوندن نیست! حوصله درس خوندن ندارم!

حس درس خوندن نیست!

هر ساله تعداد زیادی از افراد جامعه ما با رنج سنی متفاوت که البته بیشتر آن‌ها جوانان ۱۸ ساله هستند در کنکور شرکت می‌کنند. کنکوری‌ها تلاش می‌کنند تا در این ماراتن پر پیچ و خم به موفقیت برسند و در رشته مورد علاقه دانشگاهی که قلباَ دوستش دارند مشغول به تحصیل شوند. در ابتدای مسیر تقریبا ۱۰۰ درصد داوطلبان با انگیزه فوق العاده زیاد و انرژی وصف ناپذیر و باور نکردنی مشغول به محیا کردن شرایط می شوند و به نوعی با آمادگی بالا استارت می‌زنند و دروس را خیلی خوب مطالعه می کنند. در نیمه‌های راه به دلایل محتلف از جمله مشکلاتی که در زندگی شخصی هر یک از این عزیزان وجود دارد کم کم از درس زده می شوند. مشکلاتی مثل نداشتن امکانات خوب، نداشتن منبع های مطالعاتی مناسب … و از این دست مشکلاتی که شما را از ورود به مسیر آرزوهاتون دور می‌کند.

به شما تبریک میگیم!

همین که جرات داشتید آرزوهاتون رو تصور کنید و برای خودتون اهدافی تعیین کردید گام اول برای موفقیت رو برداشتید! همین که به عشق آرزوهاتون به سمت این مسیر قدم برداشتید جا داره که به شما تبریک بگیم! چرا که بسیاری از افراد هم سن و سال شما تهی از رویاهای بزرگ هستن و برنامه ای برای قدم گذاشتن در مسیر اهدافشون (البته اگه هدفی داشته باشن) ندارن!

حس درس خوندن نیست

اگر موفق نشی تنها دلیلش خودت هستی!

دوست عزیزی که از مشکلاتت خسته شدی و به قول خودمون صبرت به انتها رسیده! شمایی که منتظر یه جرقه هستی تا همه چیز رو رها کنی! کاش یخورده دور و اطرافت رو بهتر میدیدی که کم نبودن افرادی که با مشکلات خیلی زیادی استعدادهای خودشون رو شکوفا کردن… کم نبودن آدمایی که با وجود رنج و سختی فراوان تو زندگیشون به موفقیت‌های خیلی بزرگ رسیدن! کافیه زندگینامه افراد موفق رو بخونی و متوجه این حرف های من بشی.

اگر تو زندگیت موفق نشی مقصر اصلی خودت هستی…

دوست عزیز اشتباه نکن! من نفسم از جای گرم بلند نمیشه… فقط اعتقاد دارم که اگر درس نخونی و یا هیچ حرکتی برای رسیدن به رویاهات نزنی، کسی برای تو دلش نمی‌سوزه! هیچکس مشکلات تو رو نمی‌بینه، فقط یک چیز می‌گن اونم اینه که  “فلانی در حد این صحبتا نبود”

حالا به نظرت با این همه تفاسیر حتی با در نظر گرفتن اینکه حتی یک کلمه هم درس‌ها رو مطالعه نکردی بهتر نیست که از همین الان شروع کنی کم کم به خوندن عادت کنی و تا دو هفته دیگه اوج بگیری! یا میخوای بشینی دست رو دست بزاری و فقط از نداشتن منایع مطالعاتی خوب و کمبود امکاناتت بگی؟؟؟

تو جامعه که به اکثریت مردم نگاه کنی غم رو تو چهرشون میتونی ببینی و حتی میتونی به راحتی بفهمی پشت اون خنده های مصنوعی چه حسرت هایی هست…

از نظر من بزرگترین حسرت حسرت کارهای که هیچ وقت برای انجام دادنشون پا پیش نزاشتیم….

اکثر مردم قشنگ زندگی کردن رو فراموش کردن و به کل یادشون رفته چه لذت هایی وجود داره تو زندگی که ازش غافل شدن .. با نگاه کردن مردم ناخودآگاه یاد این نوشته دکتر حسابی میفتم:

لذت بردن را یادمان ندادند!

از گرما می نالیم از سرما فرار می کنیم. در جمع از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت از تنهایی بغض می کنیم.

تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس!

همیشه در انتظار به پایان رسیدن روز هایی هستیم که بهترین روز های زندگیمان را تشکیل می دهند: مدرسه..دانشگاه..کار

حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت از مسیر!

غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که می خواستیم بگذرند…

کاش یک مقدار به این نوشته فکر کنید… ببینید که چه لذتی دارد که با همه این مشکلاتی که هر لحظه در حال لیست کردنش در ذهنتون هستید قدم تو مسیر اهداف و آرزو هاتون بزارید و آخرش به خودتون ببالید که شما هم تونستید خواسته دلتون رو برآورده کنید..

یه ذهنیت قوی بساز، هدفت در زندگی رو کشف کن و یاد بگیر که از اشتیاق خودت بهره بگیری. یه رویای جذاب بساز و یاد بگیر که برای اون رویا هدف تعیین کنی و برای این هدف‌ها دست به عمل بزنی.

به ما یاد داده‌ان که با کم کردن از توقعات‌مون، از نتیجه تلاش‌هامون سرخورده نشیم. سرخوردگی حس بدیه. اما هیچ کس هم تا به حال با کم‌توقعی به گنج نرسیده.

مرد پیری به گذشته‌اش نگاه می‌کنه، و می‌دونه که زندگیش داره به پایان نزدیک می‌شه. به دور دست‌ها خیره می‌شه و با خودش فکر می‌کنه که دقیقا کجای زندگیش بود که رویاهاش مردن.

اما هیچ لحظهٔ خاصی در کار نیست. رویاها به تدریج جون می‌دن. رویاها قطره قطره آب می‌رن.

ممکنه یک روز درس نخونی، یا ممکنه حوصله وا کردن لای کتابم نداشته باشی، هیچکدوم از اینها زمان قابل توجهی نیست. همیشه فردایی هست که همه چیز رو درست کنی.

شاید سفر رویایی‌ت رو عقب بندازی، یا به خودت قول بدی که داستانت رو بعدا حتما می‌نویسی، یا قسم بخوری که این آخرین باریه که وقتت رو به بطالت میگذرونی. همیشه فردایی هست که همه چیز رو درست کنی.

هیچ لحظهٔ خاصی وجود نداره که بگی در اون لحظه در رسیدن به هدفت شکست خوردی.

همیشه فردایی هست، تا وقتی که دیگه نیست!

حس درس خوندن نیست

مطمئنم و ایمان دارم که اگر از همین زمان تصمیم بگیرید و به خودتون و توانایی‌ هاتون باور داشته باشید هر هدفی که برای خودتون تعیین کردید دست یافتنی هست!

اگر تا الان هم شروع نکردید کم کم مطالعه را شروع کنید و در طی چند روز ساعت مطالعه خودتون رو زیاد کنید.

مطالعه کردن رو از درس‌هایی که بهشون علاقه دارید شروع کنید.

درس‌های مورد علاقتون رو به نقاط قوت خودتون تبدیل کنید و از نقاط ضعفتون چشم پوشی نکنید، با تمرین و تکرار اون‌ها رو برطرف کنید. کارنامه افرادی که در سال گذشته در رشته شما قبول شدند رو بررسی کنید و درصد هایی که برای رسیدن به قبولی در رشته مورد نظر لازم دارید رو تعیین کنید. با این کار کمی به ذهنتون نظم میدید و میدونید که برای رسیدن و قبولی تو رشته دلخواهتون چه شرایطی لازم هست، برای محیا کردن این شرایط یک برنامه ریزی منظم داشته باشید و با قدرت هرچه تمام تر با نهایت توان تلاش کنید.

موفقیت همین نزدیکیست

لطفا قدم بردار…

به نظر شما چه عاملی باعث میشه حس درس خوندن پیدا کنید؟ منتظر نظرات شما زیر این پست هستیم…

151 پاسخ

نظر خودت رو بنویس

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * نشان گذاری شده اند